Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 16940
تاریخ انتشار : 6 آبان 1391 10:27
تعداد بازدید : 1321

تاثیرات متقابل تلویزیون و سینما

محمد مهدی عسگرپور کارگردان فیلم های قدمگاه،اقلیما و... ، مدیر عامل خانه سینما در یاداشتی به تاثیرات متقابل تلویزیون و سینما پرداخته است.

محمد مهدی عسگرپور کارگردان فیلم های سینمایی قدمگاه،اقلیما و... ، مدیر عامل خانه سینما در یاداشتی به تاثیرات متقابل تلویزیون‌ و سینما پرداخته است.

در این چند صفحه سعی شده است که تأثیرات‌ متقابل تلویزیون و سینما بر یکدیگر تا حدودی مورد بررسی قرار گیرد.البته در این خصوص تاکنون‌ کاری مستقل در ایران نشده است،لذا بدیهی است‌ برای نگاشتن در این باره باید بسراغ کتب و مقالات خارجی رفت و شاید گریزی هم از این مسئله‌ نباشد چرا که این دو رسانه(تلویزیون و سینما) هر دو محصول جوامع غربی‌اند و طبیعتا همان متفکران‌ غربی‌اند که باید اولین تحلیل‌ها و تعاریف را ارائه‌ دهند و ما هم احتمالا از آنچه که آنان اعلام داشته‌اند برداشت هایی داشته باشیم.

ناگفته نماند که در مورد تأثیر این دو رسانه بر همدیگر به اعتباری می‌توان گفته که در همه جا تقریبا به یک شکل است.از این رو برای سهولت کار بهتر است ابتدا به بررسی تأثیرگذاری این دو رسانه بر یکدیگر در همان جوامع غربی پرداخته شود.البته در انتها نگاهی به آنچه در ایران گذشته خواهیم‌ داشت.

1- پیدایش تلویزیون بعنوان یک پدیدهء جدید.

در اوایل سال های چهل فضای حاکم بر هالیوود که‌ تازه تسلطی در سراسر جهان یافته بود با ورود تلویزیون‌ تیره گشت.در همان اوایل پخش برنامه‌های‌ آزمایشی تلویزیون در سر تا سر آمریکا آغاز شد و جنگ‌ جهانی دوم که موجب رونق بازار فیلمسازی شده بود پیشرفت تلویزیون را کند ساخت.ولی به تدریج پس‌ از جنگ جهانی دوم بنا به سفارش سرمایه‌داران و افراد دست‌اندرکار مراکز جدیدی گشایش یافت.1آنچه از تلویزیون انتظار می‌رفت عملی شد.بلی این جمله‌ ژان کازنوو که تلویزیون جهان را به خانه‌ها می‌آورد به حقیقت پیوست.2بتدریج مردم با دیدن بازیگران‌ جدید در تلویزیون گرایش کمتری به سینما رفتن نشان‌ دادند.بهر حال خواه ناخواه تلویزیون تأثیرات خود را شروع نمود و سینما که تازه جایی برای خود در جامعه‌ باز کرده بود سیر نزولی خود را شروع کرد.البته دلیل‌ توجه مردم به این اختراع جدید فقط دیدن بازیگران‌ جدید نبود بلکه چیزهای دیگری نیز دخیل بود،بطور مثال می‌دانیم که مشتری سینما که برای تهیهء بلیط پول‌ پرداخته و به خود زحمت آمدن به سینما را داده،در محیطی ناآشنا قرار گرفته که باید در آن سکوت را مراعات کند و به دقت نگاه کند.حال آنکه‌

تماشاگران تلویزیون آسایس بیشتری دارد و در منزل‌ خودش با خانواده یا دوستانش است و ترس از مکالمه‌ با آنها را ندارد.ممکن است که در تماشا بی‌دقت‌ هم باشد.3مسائلی از این قبیل که مختص به آن زمان‌ و بروز تأثیرات تلویزیون بر سینما نیست بلکه از خصوصیات اصلی این دو رسانه است،دست به‌ دست هم داد تا مردم بیشتر مجذوب این‌ پدیدهء جدید بشوند.در این زمان‌ دست اندرکاران سینما متوجه خطر جدی‌ تلویزیون شدند و نمی‌توانستند ساکت نشسته و شاهد زوال سینما و دسترنج خودشان باشند.از طرفی در رقابت با تلویزیون نیز نتیجه‌ای عایدشان‌ نمی‌شد جز شکست لذا همزیستی مسالمت‌آمیز را با رقیب سرسخت خود آغاز نمودند.در ضمن‌ تلویزیون هنر جدیدی عرضه نمی‌کرد و شکل هنری‌ مشخص و ممتازی بدست نمی‌داد و شخصیتها و روشها وم واد کار خود را از تئاتر،سینما و رادیو بدست‌ می‌آورد.4لذا دست اندرکاران سینما از همین‌ مسأله استفاده نمودند و دقیقا این آغاز همان‌ همزیستی مسالمت‌آمیز بود.البته ناگفته نماند که‌ شرکتهای فیلمبرداری ابتدا قصد نبرد داشتند و قسمتی از فیلمهایی سینمایی را که قبل از سال

ساخته شده بود به تلویزیون فروختند.نکته جالب‌ توجه اینکه در سالهای اولیه ظهور تلویزیون بازیگران و ستاره‌های سینما حق ظاهر شدن بر پردهء تلویزوین را نداشتند.5ولی در بخشهای بعد خواهیم دید که این‌ مبارزه نتوانست زمان زیادی طول بکشد و به عبارتی‌ چیزی جز زیان عاید شرکتهای فیلمسازی نشد و آنهم‌ دقیقا بدلیل همان مسائلی بود که ذکر شد،یعنی‌ جذابیت تلویزیون از جنبه‌های مختلف.

2- رو آوردن مردم به تلویزیون

پس از ظهور فیلمهای سینمای ولو قدیمی در صفحهء تلویزیون تماشاچیان دیگر مجبور نبودند برای‌ دیدن یک فیلم و گذراندن اوقات به خارج از خانه‌ بروند،بلکه این خارج از خانه بود که به نزد آنان‌ می‌آمد.

می‌دانیم که سینما در سالنی به نمایش در می‌آید که در آن افراد برای تماشا گرد می‌آیند و تصاویر نورانی را در تاریکی می‌نگرند.تلویزیون‌ بالعکس در خانواده و در محلی از یک اتاق دیده‌ می‌شود که افراد بینندهء آن که خانواده‌یی را تشکیل‌ می‌دهند،در آن زندگی می‌کنند.این افراد که از سنین و جنس‌های مختلف هستند تصاویر تلویزیون‌ را در محیط روزمره و خصوصی خود دریافت‌ می‌دارند.در همان هنگام که برنامه‌ها در سالن یا آشپزخانه و زیر نور چراغ پخش می‌شود اعضای‌ خانواده می‌توانند کارهای دیگری انجام دهند.در سینما داستانهایی فرضی،تاریخی یا معاصر،به‌ نمایش در می‌آید و تماشاگر پیوسته میداند در نمایش حضور دارد که قبل از آنکه برایش نمایش‌ دهند روی آن کار شده است،در حالیکه در تلویزیون‌ لزوما اینطور نیست.6

صفحهء تلویزوین در تمام موارد تماشاگر را محدود نمی‌کند در حالیکه در سالن سینما افق دید او تحت‌ تسلط فیلم قرار دارد.

بهر لحاظ نمودار بریده شدن مردم از سینما و رو آوردن به تلویزیون تا مدتها سیر صعودی را به سود تلویزیون نشان می‌داد که البته همینطور هم باقی‌ نماند که دلایل آن بطور اختصار در بخشهای بعدی‌ خواهد آمد.

ناگفته نمانده که رو آوردن مردم به تلویزیون مقدم بر برهه خوراک‌دهی سینما به تلویزیون نیست و ضمن‌ اینکه پس از آنها نیست و این دو تقریبا همزمان‌ حادث شدند ولی در این جا یکی را زودتر مطرح‌ نمودیم.

در این قسمت به ذکر آمارهایی از چند کشور در خصوص این مسئله یعنی سنگین شدن کفه ترازو بسود تلویزیون می‌پردازیم.

در سال 9591 تعداد تماشاچیان به 24 میلیون(بلیط) در هفته می‌رسد.

به تصویر صفحه مراجعه شود) که در این فاصله هم 1000 عدد سالن سینما کم شده‌ است.)

مجموعا تماشاگران سینما در اروپا که در سال‌ 1955 تعدادشانبه 4750 میلیون نفر میرسد در سال‌ 19621 علیرغم 7 درصد رشد جمعیت به 2740 میلیون نفر رسید.

به تصویر صفحه مراجعه شود) که در این فاصله(یعنی یکسال)تعداد 1000 سالن‌ سینما از تعداد کل کم شده است.)

*** تا اینجا متوجه شدیم که هر ساله هم از تعداد تماشاگران کاسته میشود،هم از تعداد فیلمهای تولید شده و هم از تعداد سالنهای نمایش در مجموع.

بنابراین می‌توان چنین اظهار داشت:«کاهش‌ عمومی رفتن به سینما به ازدیاد تعداد گیرنده‌های‌ تلویزیون بستگی دارد.»

در اینجا هم آماری از افزایش تعداد گیرنده‌های‌ تلویزیون و کاهش تماشاگران سینما داریم که مطلب‌ را تا حدودی روشن می‌سازد.

در مجموع نتیجه گرفته میشود که«جایی که سقوط سینما شدیدتر بوده جایی است که تعداد تلویزیون از همه جا بیشتر بوده است.

به علاوه این نتیجه حاصل شده که آنهایی که بیش‌ از همه سینما می‌رفته‌اند زودتر از همه نیز تلویزیون‌ خریده‌اند.

دوستداران و فریفتگان سینما شیفته‌ترین‌ تماشاگران تلویزیون شده‌اند.

تلویزیون با سینما به رقابت برخاسته است،روزی‌ که در سانفرانسیسکو اولین پخش مستقیم جهانی از طریق ماهواره انجام شد،سینماها کاهش فروشی‌ برابر 05 درصد را نشان دادند.حتی در یک سینما فقط پنج تماشاگر حاضر شدند و در چهار شبی که‌ مبارزهء اتنخاباتی کندی و نیکسون از تلویزیونها پخش‌ می‌شد تماشاگران تئاترها و سینماهای آمریکا 80 درصد کاهش یافتند.9

هر مجموعه تلویزیونی که با استقبال شدیدی روبرو میشد بر کاهش فروش بلیط سینماها تأثیر مستقیم‌ داشت.

از طرفی طی آماری که گرفته شده بود اینچنین‌ اعلام شد که«بطور کلی مردم سینما را دوست دارند، آن را بر تلویزیون ترجیح می‌دهند،اما در خانه‌ می‌مانند که فیلمهای سینما را بر صفحهء تلویزیون‌ تماشا کنند و این خود دلایل زیاد دارد.بطور مثال‌ گسترش خانواده و عدم امکانات مالی و...باعث‌ ایجاد محدودیت در رفتن به سینما می‌شود.

ولی اوضاع همیشه چنین نیست و خواهیم دید بر خلاف این تصور که تلویزیون کلا سینما را از رده‌ خارج خواهد نمود،مردم دوباره تا حدودی تمایل‌ رفتن به سینما را پیدا می‌کنند.10

3- شروع همزیستی مسالمت‌آمیز بین تلویزیون و سینما (خوراک‌دهی سینما به تلویزیون و در نهایت‌ بهره‌برداری سینما از تلویزیون)

بنابراین آنچه گذشت مشخص شد که پس از ظهور تلویزیون و کسادی بازار فیلمهای سینمایی در سینما یک همزیستی مسالمت‌آمیز بین تلویزیون و سینما ایجاد شد.

در مورد پخش فیلم از طریق تلویزیون باید توجه‌ داشت که تلویزیون نوعی اشتهای تمام نشدنی برای‌ یافتن و پخش تولیدات خود دارد و همین امر موجب‌ شده که دائما دست بطرف سینما دراز کند.11

در پی گسترش تدریجی مراکز فرستندهء تلویزیونی،طی سالهای متمادی ارزش و مقام سینما نیز دگرگون شد.فیلم بعنوان مادهء اصلی برنامه‌ها مورد استفاده قرار گرفت.فیلمهای داستانی، کمدی،آموزشی بیشتر اوقات تلویزیون را در سرتاسر جهان فرا گرفت و این تماس و نزدیکی سینما و تلویزیون مسلما برای صنعت سینما زیان‌آور نبود. مثلا شرکتهای فیلمبرداری که ابتدا سوگند خورده‌ بودند که تا پایان کار با تلویزیون به نبرد بپردازند، بتدریج به نفع تلویزیون وارد کار شدند.چنانچه در بخش اول آمد،با فروش فیلمهای ساخته شدهء پیش‌ از سال 1948 به تلویزیون،میلیونها دلار به جیب‌ زدند.قبلا بازیگران سینما حق ظاهر شدن در

تلویزیون را نداشتند ولی این ممنوعیت بتدریج از بین‌ رفت و کار به آنجا کشید که غالب شرکتهای بزرگ‌ فیلمبرداری فیلمهای ویژهء تلویزیون ساخته و کارگردانها و نویسندگان و ستارگان درجهء یک خود را به کار گرفتند.بسیاری از استودیوهای کوچک کار خود را به ساختن فیلم برای تلویزیون محدود کردند.

تعداد استودیوهای مستقل و کوچک که سازندهء فیلمهای تلویزیونی بودند افزایش یافتند.در دههء پنجاه و اوایل دههء 1960 فیلمهای سینمایی 90 و 210 دقیقه‌ای که در اختیار ایستگاههای تلویزیونی‌ قرار می‌گرفت.بدلیل مدت زمان بلند فیلمها مشکل کمبود برنامه‌های تلویزیون را حل می‌کرد.از 1960 به بعد که استودیوهای بزرگ سینمایی 48 فیلم‌ بلند خود را به ایستگاههای تلویزیونی فروختند،تقریبا هفته‌ای یک یا دو شب از برنامه تلویزیونهای آمریکا به‌ نمایش فیلمهای سینمایی اختصاص یافت.طولی‌ نکشید که کمبود فیلمهای سینمایی احساس شد و کمپانی معروف ان-بی-سی در آمریکا از شرکت‌ یونیور سال درخواست کرد که از سال 1966به بعد فیلمهای سینمایی مخصوص تلویزیون برای آن‌ کمپانی بسازد و قرار شد بابت هر فیلم 800 هزار دلار بپردازد.12

تلویزیونهای ا-بی-سی و سی-بی-اس هر هفته‌ را با دو برنامهء سینمایی آغاز کردند.تلویزیون‌ ان.بی.سی نیز با ایجاد برنامه سینمایی در ساعت‌ 8 بعد از ظهر بنام«امشب در سینما»جایگاه دیگری‌ برای نمایش فیلمهای سینمایی هالیوود در تلویزیون‌ ایجاد کرد.در سالهای 1972 و 1973 تعداد ساعات‌ نمایش فیلمهای سینمایی بیشتر شد.

در فرستنده ا.بی.سی چهار بار در هفته فیلم‌ سینمایی پخش می‌شد و تلویزیون ان.بی.سی 5 فیلم سینمایی برای هر هفته داشت.نمایش فیلمهای‌ سینمایی در تلویزیون شکاف میان سینما و تلویزیون را باریکتر نمود.در سالهای 96-1968 مجموعا 171 فیلم سینمایی از سه فرستندهء تلویزیونی بزرگ آمریکا پخش شد که کمتر از 94 فیلم از این مجموعه در 5 سال گذشته ساخته شده بود.در این میان فقط دو فیلم‌ ساختهء دههء چهل و پانزده فیلم ساختهء دههء پنجاه بود.13

از این رو سیری‌ناپذیری تلویزیون باعث ساخت‌ سریالهای مختلف می‌شود تا هم متناسب با نیاز خواسته‌های تلویزیون باشد و هم سوپاپ اطمینانی‌ برای ابقای شرکتهای فیلمسازی.ولی این معادلات‌ بسادگی قابل حل نیست.در سال 1968 مفهوم‌ کاملا جدیدی از فیلم و سینمای تلویزیونی مطرح‌ شد،این قضیه در پاسخ به مشکلات ناشی از تهیه‌ سریالهای تلویزیونی ایجاد شد.سفارش سریالها معمولا برای حداقل سیزده و غالبا بیست و شش یا سی و نه قسمت بود،ولی پذیرش آن توسط بینندگان‌

با یک فیلم«راهگشا»یا«راهنما»میسر بود.اگر فیلم‌ مورد توجه قرار نمی‌گرفت.کل سرمایهء اولیه تهیه‌ کننده از بین میرفت.فیلم یکساعته‌ای را که برای‌ سینما مناسبت ندارد و مورد قبول تلویزیون هم‌ نمی‌باشد نمی‌توان کار سینمایی تلقی کرد و چون‌ مورد قبول یک فرستندهء تلویزیونی نیست شبکه به تهیه‌ کننده پیشنهاد می‌کند که یک فیلم داستانی‌ طولانی‌تر در ازاء 800 هزار دلار بسازد.اگر نتیجه‌ کار موفقیت‌آمیز بود فورا قراردادی در جهت یک‌ مجموعه تلویزیونی با وی منعقد می‌کنند و اگر چنین‌ نباشد،فقط چهارصد الی پانصد هزار دلار به وی‌ می‌دهند.البته شبکه‌های تلویزیونی این فیلم را از طریق یک سینمای درجه 2 نمایش داده و آنرا به‌ ایستگاههای تلویزیونی محلی سه شبکه می‌فروشند و از این راه زیان خود را جبران می‌کنند.14

از زمانی که تقریبا پخش نمایش زنده کاملا از تلویزیون محو گردید هالوود بطور مستمر دارای کلیهء عوامل مطمئن تولید برای برنامه‌های تلویزیونی بود. در بعضی ایالات آمریکا مانند نیویورک،شیکاگو، سان فرانسیسکو فعالیتهای مشابهی در تولیدات فیلم‌ تلویزیونی بعمل آمد ولی از نظر اقتصادیم نابع قابل‌ استفاده همچون صحنه‌های فیلمبرداری،افراد فنی‌ کارآمد و متخصص و هنرمندان خلاق،هیچکدام‌ به پای هالیوود نرسیدند و به این ترتیب تولید فیلمهای‌ تلویزیونی که کار سودآوری بود بعنوان یک خط دوم‌ فعالیت برای هالیوود تثبیت شد.15

بهر لحاظ نزدیک شدن سینما و تلویزیون بر اساس‌ نیازهای طرفین برنامه‌ریزی شده بود.تلویزیون‌ نمی‌توانست بدون فیلمهای داستانی به کار خود ادامه دهد و صنعت سینما پردهء کوچک تلویزیون را نمی‌توانست بدون فیلمهای داستانی به کار خود ادامه دهد و صنعت سینما پردهء کوچک تلویزیون را بازار پر رونقی یافت.بدین ترتیب مسأله رقابت از میان رفت و همکاری پر ثمر آغاز شد.16

4- نتایج این همزیستی(تولید فیلم های ارزان و نتایج آن)

از آنچه گذشت میتوان نتیجه گرفت که شبکه‌های‌ تلویزیونی نیاز به فیلم دارند ولی فیلم ارزان و از طرفی‌ شرکتهای فیلمسازی جهت ادامه حیات بایستی خواه‌ ناخواه این کار را تقبل نمایند و بپذیرند.

پس کاملا بدیهی است که دیگر سینما بعنوان هنر در این چارچوب معنایی ندارد و کاملا جنبه بازاری به‌ خود میگیرد و دقیقا ساخت فیلمهایی بی‌بو و خاصیت‌ و بدتر از آن مبتذل و خشونت‌بار شروع می‌شود.با در نظر گرفتن این نکته که تلویزیون خیلی راحت بیننده‌ خود را می‌فریبد(بعلت جوی که بیننده در آن بسر میبرد و توضیحی از آن ذکر شد) و این گفتهء مک‌لوهان که«وقتی یک فیلم‌ سینمایی از تلویزیون پخش میشود به کلی تغییر ماهیت می‌دهد.و اینکه«تماشاگر هنگام تماشای پرده سینما عدم وابستگی عاطفی خود را نسبت به فیلم تا حدی حفظ می‌کند ولی تماشاگر تلویزیون خود بصورت پرده در می‌آید.»17دیگر کاملا مشخص می‌گردد که یک فیلم مبتذل در تلویزیون تا چد حد اثر نامطلوب بخصوص روی قشر جوان جامعه می‌گذارد.

طی بیست سال اول فعالیت تلویزیون بیشتر فیلمهای نمایش داده شده از نوع بد،مبتذل و به‌ اصطلاح بنجل بودند.این فیلمها غالبا برای نمایش‌ در سینماها ساخته شده بود و تنها دلیل نمایش آنها در تلویزیون آن بود که بدست آوردن آن فیلمها آسانتر و قیمت آنها کمتر از یک فیلم معمولی بود.اگر در میان‌ فیلمهای قدیمی یک اثر کلاسیک و ارزشمند هم به‌ نمایش در می‌آمد که در خور توجه بود،بخاطر کوتاه‌ بودن مدت فیلم و گاهی گنجاندن آگهی‌های‌ تجارتی در لابلای آن ارزش خود را از دست‌

می‌داد.از سالهای دهه 1970 به تدریج کیفیت‌ فیلمهای سینمایی تغییر یافت،فیلمهای جدیدی با محتوای آنچنانی که برای کلیهء اعضای خانواده‌ مناسبت نداشت ساخته و از ایستگاههای تلویزیونی‌ پخش شد.به عنوان مثال نمایش فیلمهایی چون‌ قصه عشق،فارغ التحصیل و...که موجب‌ بحثهای شدید گردید.

بعضی مراکز تلویزیونی مجبور شدند معیارهای‌ اخلاقی ساختن فیلمهای سینمایی را تغییر دهند.18

کلا خشونت و سکس چارچوب اصلی اینگونه فیلمها را تشکیل می‌داد.البته فقط این ابتذال در این بعد نبود،ابعاد دیگری نیز داشت مثل ترسهای ذهنی‌ و...در فیلمهای تلویزیونی دیگر مسئله هنر سینما هرگز مطرح نبود.

همینکه سینمای وسترن از ابتدای کار تلویزیون‌ یکی از عناصر تشکیل‌دهندهء برنامه‌های مردم پسند آن‌ چه در ایالات متحده و چه در سرتاسر جهان شد.19 خود نشاندهندهء بسیاری از مسائل است.وقتی که‌ مسأله اصلی شبکه‌ها،جذب تماشاچی و ارائه‌ برنامه‌های متنوع و جذاب باشد و اصلا رسالت‌ هنرمند فراموش شود،باید منتظر این عواقب شوم نیز بود.

5- رو آوردن تدریجی مردم به سینما

آنچه از ابتدای پیدایش تلویزیون بر می‌آمد،این‌ بود که بزودی این وسیله با صفحه کوچکش،پردهء عریض و طویل سینما را برای همیشه در خود می‌گنجاند و دیگر سینمایی وجود نخواهد داشت، چه آمار و ارقام روز به روز سیر صعودی خرید تلویزیون‌ و گرایش به برنامه‌های تلویزیونی و سیر نزولی میزان‌ تماشاگران سینما را نشان می‌داد.

اما با این وجود آنچه انتظار می‌رفت نشد و سینما نه تنها از بین نرفت،بلکه در برخی نقاط جهان دقیقا عکس آنچه پیش‌بینی می‌شد رخ داد.سینما نمرد و به زندگی خود که زمانی را در بیماری بسر می‌برد ادامه داد.

حال در این امر چه چیزهایی دخیل بودند قابل تأمل‌ است.آنچه در ذیل می‌آید بدون تردید در این امر نقش داشته است.

- ارائه برنامه‌های بسیار معمولی و بخصوص تب‌ فیلمهای تکراری.

- پخش آگهی‌های مربوط به فیلمهای سینمایی.

- برخی اعمال سیاستها و چندین عامل دیگر.

با وجودیکه تلویزیون توانست سینما را با پردهء کوچکتر ارائه نماید ولی اکثر مردم می‌خواستند که‌ برای گذراندن چند ساعت از منزل خارج شوند،خانه‌ و مشکلات و مسائل یکنواخت را فراموش کرده و در سینماها بنشینند.البته در جمع شرکت داشتن و از خانه بیرون شدن و از همه مهمتر بزرگتر بودن پردهء سینما برتری سینما را به تلویزیون نشان می‌دهد.

یک سوم تماشاگران تلویزیون برای تماشای‌ فیلمهایی که در تلویزیون معرفی می‌شوند به سینماها می‌روند.اکثریت تماشاگرانی که در ماههای اول‌ بعد از خرید تلویزیون به سینما نمی‌روند پس از مدتی دوباره به سالنهای سینما باز می‌گردند.21

عده‌ای از تماشاگران می‌گویند تلویزیون‌ نمی‌تواند جانشین سینما بشود،زیرا در سینما امکان‌ تماشای فیلمهای جدید بیشتر از تلویزیون است مضافا فیلمهای سینمایی رنگی و بر پرده بزرگ بنمایش در می‌آید.22

پرسشهای آماری که بعدا بدست آمد نشان داد که‌ میل به تماشای برنامه‌های تلویزیونی نسبت به‌ برنامه‌های شو و سریالهای مختلف روزبه‌روز تقلیل‌ یافته است و گرایش شدیدی به سوی تماشای‌ فیلمهای سینمایی خوب بوجود آمده است.23

در سالهای دههء هفتاد ناگهان رقم آمار بدست آمده‌ کاهش عظیم بینندگان فیلم تلویزیونی را نشان داد.از مجموعه 30 برنامهء تلویزیونی که رکورد بهترین و محبوبترین برنامه‌ها را داشتند فیلمهای سینمایی‌ امتیازی کسب نکرد،و در مجموع در طول یک سال‌ نمایش 210 فیلم نسبت به سال گذشته کاهش پیدا کرد و درصد فیلمهای تکراری نیز کم نبود و گاهی‌ فیلمی را چهار بار نمایش می‌دادند.بعدا بتدریج در سال 1971 رقم کل فیلمهای نمایش داده شده به 76 فیلم رسید.این کاهش حاکی از گرایش مجدد بیشتر بینندگان به سالنهای سینما بود.24

آگهیهای مربوط به فیلمهای سینمایی،از طریق‌ تلویزیون،از طرفی منبع درآمدی برای تلویزیون بود ولی خود این مسئله باعث جذب افراد کثیری از مردم‌ به طرف سینماها بود،همان مردمی که در تلویزیون‌ اکثرا مواجه با فیلمهای تکراری و معمولی بودند.

از سوی دیگر یک سری اعمال سیاست‌ها و نظارتها از سوی مسئولین هر کشور،خود باعث‌ افزایش بینندگان سینما شد.در کشورهای اروپائی بر خلاف آمریکا که تلویزیون ظرف 18 ماه پس از نخستین نمایش فیلم می‌تواند فیلم سینمایی را نمایش دهد،محدودیتهای زیادی در نمایش فیلم از تلویزیون وجود دارد.در انگلستان و فرانسه تلویزیون‌ می‌تواند بعد از 5 سال از گذشت اکران عمومی یک‌ فیلم سینمایی،آن را نمایش دهد.درگذشته این‌ مدت در انگلستان به دهسال می‌رسید،در کشور ایتالیا که صنعت سینما رونق دارد و تعداد 10000 سینما بکار مشغولند دو کانال تلویزیونی موجود اجازه‌ ندارند،در آخر هفته فیلمی را به نمایش بگذارند و فقط هفته‌ای یک برنامهء سینمایی دارند.در کشور فرانسه فیلمهای سینمایی که در سه کانال تلویزیونی به‌ نمایش در می‌آیند.نباید بیش از ده درصد برنامه‌ها را در برگیرند و هیچکدام حق ندارند که فیلمهای‌ سینمایی را در تعطیلات آخر هفته بنمایش گذارند و در میان فیلمهای نمایش داده شده در تلویزیون حداقل‌ پنجاه درصد می‌بایستی تولیدات داخلی باشد.25

در ژانویه سال 1970 یکی از مسئولین تلویزیون در آمریکا اعلام داشت:که ذخائر فیلمهای سینمایی که‌ در اختیار تلویزیون می‌باشد،رو به کاهش است و مسلمان نمی‌تواند در آینده پاسخ تقاضای بینندگان را بدهد.تعداد فیلمهای تکراری بتدریج رو به افزایش‌ بود.این مسئله در مورد فیلمهای موفق و جالب گذشته‌ که مکررا بر پردهء کوچک ظاهر می‌شوند بیشتر بچشم‌ می‌خورد.26

بهر لحاظ تمام این عوامل و عوامل دیگر که بستگی‌ به محیطهای اجتماعی کشورهای مختلف داشت‌ باعث شد تا هر روزه تعداد تماشاگران سینما رو به‌ افزایش رود.

6- در ایران

ورود فیلم سینمایی به تلویزیون در ایران بجز مسیر مشترکی که مطابق با سایر نقاط دنیا داشته در یک مورد نیز از ویژگیهای خاص این مرز و بوم برخوردار بوده‌ است.می‌دانیم که سینمای فارسی هرگز حتی در سالهای دور نتوانست پا به پای فیلمهای خارجی توجه‌ مردم را به خود جلب نماید.ورود تلویزیون به ایران‌ همراه بود با نمایش یک سری از فیلمهای سینمایی‌ قدیمی که تعدادی از آنها توسط بخش خصوصی در اختیار تلویزیون ملی ایران گذاشته می‌شد و مقداری‌ نیز از خارج وارد می‌گردید.اصولا نظر به اینکه‌ رژیم گذشته وسایل ارتباط جمعی به ویژه سینما و تلویزیون را صرفا جهت سرگرمی و تخدیر عمومی‌ بکار می‌گرفت و برنامه‌های سینمایی صرفا جهت پر کردن اوقات فراغت صاحبان دستگاههای تلویزیون‌ در جهت منافع تجارتی صاحبان کالا ایجاد می‌گردید،فیلمهای سینمایی که طی این سالها یعنی حدوداز سال 1337 تا 1349(که تلویزیون‌ دولتی ایجاد گردید)در کانال 3 تلویزیون ملی ایران‌ بنمایش در می‌آمد،غالبا ملودرامهای خانوادگی، کمدی،وسترن و پلیسی جنایی و گاهی نیز فیلمهای‌ جنگی بود.مسئلهء محتوایی فیلمها اهمیت چندانی‌ نداشت و استقبال مردم از این دست فیلمها،بعنوان‌ یک کار تازه و جالب توجه سینمایی که در منزل و با راحتی خیال می‌دیدند بی‌سابقه بود.

غالب کسانی که سالها به سینما نرفته بودند علتی‌ برای نرفتن به سینما داشتند و بالاخره کسانی که با سینما آشنا نبودند با این سینما در منازل خود و از طریق‌ پردهء کوچک تلویزیون آشنا شدند.ولی نکته مهم‌ در این است که هدف خاصی دنبال نشد و مدها حتی‌ در مطبوعات و رسانه‌های آنزمان بی‌هدفی و عدم‌ وجود برنامه‌ریزی سینمایی در تلویزیون مطرح و هیچگاه راه حل مناسب و عملی بدست نیامد.

توضیحاتی که قبل از نمایش فیلم های سینمایی داده‌ میشد کافی نبود و گاهی حتی فقط به اعلام برنامه‌ بسنده میشد.

در سازمان تلویزیون دولتی تشکیلاتی بنام آرشیو فیلم ایجاد گردید و طی سالهای قبل از انقلاب اقدام‌ به خرید و عقد قرارداد در مورد استفاده از فیلمهای‌ سینمایی با کمپانیهای بزرگ اروپا و آمریکا گردید. آنچه مسلم است بجز چند برنامهء از قبل تنظیم شده‌ که به معرفی کارگردانها و سبک‌های سینمایی‌ می‌پرداخت،برنامهء تثبیت شده‌ای که بتواند خط ویژه‌ای را در آموزش سینمایی از طریق فیلم سینمایی‌ که در بالا بردن دانش سینما و گستردگی این فن مؤثر باشد ارائه نگردید.بهمین ترتیب تا زمان انقلاب‌ اسلامی صرفا در جهت سرگرم نگه‌داشتن و جلب‌ توجه بینندگان هفته‌ای دو الی سه بار فیلم سینمایی‌ پخش می‌شد.

پس از انقلاب اسلامی دو سال اول بواسطه‌ ناهماهنگی اساسی در پخش فیلم سینمایی وضعیت‌ و اساس مشخصی وجود نداشت.ولی هرگز آنطور که باید موقعیتی پیش نیامد که این تفریح سالم در کنار یک محتوای آموزنده ارائه شود.

فیلمهای سینمایی غالبا از کشورهای خاصی مثل‌ ژاپن یا هند انتخاب میشود،که بجز معدودی آثار کلاسیک و ارزشمندنه نه تکنیک سینمایی مفیدی را عرضه میکنند و نه محتوی فیلمها در سطح بالایی قرار دارند.در صورتیکه می‌توان با برنامه‌ریزی صحیح‌ فیلمهای موجود در آرشیو را که متناسب و معقول و مخرب اندیشه نباشد پخش کرد.چرا فیلمسازی را در حدی بالاتر نپذیریم و فرهنگ انقلاب اسلامی خود را از طریق تصویر تقویت نکنیم.سینما و تلویزیون در حقیقت دو رسانهء گروهی قدرتمند با نفوذ و مؤثر بر ساخت و بافت فرهنگی جوامع دنیا بوده و اگر بخوبی‌ و از طریق صحیح و با هدف مشخصی بکار گرفته‌ شوند،می‌توانند بسیار مفدیتر واقع شوند.نظر به‌ اهمیت فیلم سینمایی از نظر نفوذو تأثیر کیفی بیشتر، نقش مهمتر آن از طریق پخش بر پردهء کوچک تلویزیون‌ آشکارتر می‌شود.27

پاورقی

(1).مجلهء سروش،شمارهء 250

(2).جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی،ژان کازانوو،ترجمه‌ ساروخانی-محسنی.

(3).جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی

(4).سروش شماره 245

(5).سروش شماره 245

(6).تلویزیون در خانواده و جامعه نو،انریک مالون-مارتینز،ترجمهء جمشید ارجمند

(7).جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی

(8).کلیه آمارها از کتاب تلویزیون در خانواده و جامعه نو

(9).تلویزیون در خانواده و جامعه نو

(10).تلویزیون در خانواده و جامعه نو

(11).سروش شماره 245

(12).سروش شماره 246

(13).سروش شماره 250

(14).سروش شماره 251

(15).سروش شماره 249

(16).سروش شماره 250

(17).قدرت تلویزیون

(18).سروش شماره 246

(19).سروش شماره 247

(20).سروش شماره 264

(21).سروش شماره 249

(22).سروش شماره 249

(32).سروش شماره 250

(42).سروش شماره 250

(52).سروش شماره 245

(62).سروش شماره 250

(72).سروش شماره 252 از سری مقالات سینما در تلویزیون نوشته آقای ابو الحسن علوی‌ طباطبائی

ثبت شده توسط : احمد مهدیه

نظر شما



نمایش غیر عمومی

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.