Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 18714
تاریخ انتشار : 12 آذر 1391 11:24
تعداد بازدید : 1082

تعامل هنر دینی و هنر داستان نویسی

حمید قاسم زادگان جهرمی در مقاله ای با عنوان" تعامل هنر دینی و هنر داستان نویسی " به این موضوع می پردازد:
باتوجه به تعاریفی از این دست،باید خاطرنشان کرد که هنر دینی یک اسلوب ویژه و یک مکتب خاص و یک شاخه ی مجزای هنری نیست؛بلکه هنر خودآگاهی است که«خدا آگاهی انسان»،مسئولیت اصلی اوست؛مثل شعر حافظ

حمید قاسم زادگان جهرمی در مقاله ای با عنوان" تعامل هنر دینی و هنر داستان نویسی " به این موضوع می پردازد:

ژان-لوئی میشون‌1»در مقاله‌ی«هنر،طریق ذکر»(0831: 95)در بیان معنی و حوزه‌ی هنر دینی چنین می‌نویسد:«هنگامی‌ که ما از هنر سخن می‌گوییم،مرادمان از آن،مجموعه‌ی قواعد و وسایلی است که متوجه یک غایت معین است و هنگامی که‌ هنر را با صفت دینی توصیف می‌کنیم،مرادمان به کار بردن هنر رابطه‌ی(کلمات،دین‌2و ارتباط داشتن‌3،خویشاوندی نزدیکی باهم‌ دارند)میان«دنیا»و«آخرت»یا به زبان صوفیان«عالم شهادت»و «عالم غیب»است.هنر با ایجاد پلی میان این دو عالم،به پرکردن‌ شکافی که انسان را از اصل الهی خود جدا می‌کند،یاری می‌دهد.»

باتوجه به تعاریفی از این دست،باید خاطرنشان کرد که هنر دینی یک اسلوب ویژه و یک مکتب خاص و یک شاخه‌ی‌ مجزای هنری نیست؛بلکه هنر خودآگاهی است که«خدا آگاهی‌ انسان»،مسئولیت اصلی اوست؛مثل شعر حافظ.شعر حافظ به‌ دلیل سبکش از نظر ساختار وزن و قافیه،شعر عرفانی و هنر دینی‌ نیست؛بلکه به دلیل اشاره‌هایش به(او)شعر الهی است.اوصلا هنر دینی مرزناپذیر و بی‌زمان است و در شرق و غرب و شمال و جنوب جهان حضور دارد و به‌نژاد و ملت خاصی متعلق نیست.

تاریخ هنرها،همواره تاریخ مهم‌ترین نگرش‌های جامعه بوده‌ است.از این نظر،اصل توحید وسیع‌ترین قلمرویی است که ما را با هنر اسلامی آشنا می‌کند،چه از جهت ارتباط با دین و چه از جهت ویژگی‌های صرف هنری خود.آیات متعدد،روشن می‌کند که چگونه یا چرا هنر اسلامی مبارزه،توصیف،تقلید،شکوه و زیبایی انسان را در هنر نادیده گرفت و چگونه از مفهوم هنر، هم‌چون وسیله‌ای برای غلبه‌ی بر مرگ دست کشید.از این قبیل‌ است آیات

«الله نور السّموات و الارض»:

خداوند نور آسمان‌ها و زمین است(نور:53)

«کلّ شی‌ء هالک الاّ وجهه له الحکم و الیه‌ ترجمعون»:

هیچ خدایی جز او نیست.هرچیزی نابود شدنی است، مگر ذات او،فرمان از آن اوست و همه به او بازگردانده خواهید شد.»(قصص:88)؛

«و یبقی وجه ربّک ذو الجلال و الاکرام:

و ذات‌ پروردگار صاحب جلالت و اکرام توست که باقی می‌ماند»(الرحمن، 72)؛

«هو الاوّل و الآخر»:

«اوست اول و آخر»(حدید:3)

«و هو الرّحمن الرّحیم»:

«او بخشاینده‌ی مهربان است.»(حشر:22).

در این‌جا هیچ مبارزه‌ای در کار نیست،تنها انسان نیست که‌ در میان دشمنان محصور است و تنها انسان نیست که تجسم زیبایی‌ آرمانی است؛بلکه خداوند با دعوت به توحید و فلسفه‌ی دینی و زیبایی‌شناسانه‌ای که در پشت خود دارد،جهان را هم‌چون آینه‌ی‌ واحدی از تصاویر الهی معرفی می‌کند.نکته‌ی برجسته‌ی دیگری‌ که در هنر دینی مطرح است،همانا اهتمام به اخلاقیات و ضرورت‌ تهذیب نفس است.نیت هنرمند دینی در این قلمرو،تنها آفریدن‌ اثری که ممکن است،متناسب و موزون و زیبا یا چنان‌چه در هنر صرفا دنیوی می‌بینیم،زشت و بی‌تناسب باشد؛بلکه منعکس کننده‌ی‌ زیبایی آسمانی در صورتی درست و بی کم و کاست است؛برای مثال، هنرمند سنتی که کاملا از نقش خود از طریق هنرش آگاه است،پیام‌ زیبایی ابلاغ می‌کند که متعالی از ساحت صرفا انسانی و زمین است. هنرمند پیام‌آوری در این زمینه می‌شود که نمی‌تواند جز اهل راستی‌ و درستی باشد؛زیرا هنرمند زیبایی‌ای را که باید منتقل کند و به آن‌ صورت خارجی بخشد،از پیش در درون خود نظاره و مشاهده کرده‌ است و برای پرهیز از آمیختن این مشاهده‌ی مبارک حقایق آسمانی‌ با تصویرهای ذهنی،هنرمند در درجه‌ی اول روح خود را باید تهذیب‌ کند و به قول خوش‌نویسان«صفای خطّ خوب،از صفای دل است.»

نمونه‌ی اثر دینی در قالب ادبیات و نویسندگی و پیش از ورود به بحث داستان خالی از لطف نیست.نقبی به اثر بلیغ‌ علی بن ابیطالب(ع)بزنیم.«جرج جرداق»در مقدمه‌ی کتاب‌ «شگفتی‌های نهج البلاغه»می‌نویسد:«علی(ع)بلاغت بیان عربی‌ را از گذشته به روزگار خویش پیوند داد و زیبایی‌های سبک روشن‌ پیش از اسلام که با سلامت فطری عبر صحرایی همراه بود،با روش پاک و مصفای ادب اسلامی که متضمن پاکیزگی فطرت‌ دینی و منطق استوار آسمانی است؛بدون هیچ‌گونه گسستگی‌ هماهنگ کرد و آن‌چنان بلاغت پیشینه‌ی عرب را با جذبه‌ی‌ سخن پیامبر درآمیخت که سخنش به آن‌جا رسید که گفتند، بیان او فروتر از کلام خالق و فراتر از سخن مخلوق است.»

از واکاوی موضوع موردنظر،کارکرد اصلی ادبیات که مورد بحث این مقاله نیست،باید بگذریم.تنها به این نکته اشاره می‌کنیم‌ که نظریه‌پردازان برای آن‌که نشان دهند،صنایع بیانی چگونه به آرای‌ دیگر هم شکل می‌دهند،ادبیات قدرتمندی را که در متون به‌ظاهر غیر ادبی عمل می‌آیند،نشان می‌دهند.آن‌ها به این ترتیب،تمایز بین‌ متن ادبی و غیر ادبی را پیچده می‌کنند؛ما همان‌گونه که می‌دانیم، روزگاری مقصود از«ادبیات»،بالاتر از هرچیز،فقط شعر بود.رمان‌ نو رسیده بود،نزدیکی آن به زندگی‌نامه یا وقایع‌نگاری به حدی‌ بود که نمی‌شد آن را ادبیات اصیل دانست.در قرن بیستم،رمان، شعر را تحت الشعاع قرار داده است؛چه از لحاظ آن‌چه نویسندگان‌ می‌نویسند و چه از نظر آن‌چه خوانندگان می‌خوانند و از دهه‌ی‌ 0691«روایت»در آموزش ادبیات،جایگاه والایی به دست آورد و رمان و داستان کوتاه،هسته‌ی اصلی برنامه‌های آموزشی را تشکیل‌ داده‌اند؛زیرا داستان نسبت به شعر ابزار اصلی ما برای درک امور است؛به این دلیل که زندگی خود را سیر پیش‌رونده‌ای می‌بینیم که‌ به جایی می‌رسد،یا به این دلیل که به خود می‌گوییم که در جهان‌ چه می‌گذرد.«جاناتان کالر»در کتاب«نظریه‌ی ادبی»در این‌باره‌ می‌نویسد:«[داستان‌]تبیین علمی امور را قانونمند می‌کند و به این‌ طریق از آن‌ها سر در می‌آورد،هروقت الف و ب وجود داشته‌ باشند،«ج»رخ می‌دهد؛اما زندگی عموما چنین نیست.زندگی،نه‌ هنرمند سنتی که‌ کاملا از نقش‌ خود از طریق‌ هنرش آگاه است، پیام زیبایی ابلاغ‌ می‌کند که متعالی‌ از ساحت صرفا انسانی و زمینی‌ انسانی و زمینی‌ است.هنرمند پیام‌آوری در این‌ زمینه می‌شود که‌ نمی‌تواند جز اهل‌ راستی و درستی‌ باشد

آن‌چه می‌توان از جان کلام داستان و جایگاهش در رشد هنر دینی برشمرد، همانا تعهدی است‌ که کلا ادبیات به‌ پیرامون خود و به‌ دیگر هنرها برای‌ خود گلچین کرده‌ است و سهم زیادی‌ از این تعهد را به‌ «داستان»در انواع‌ مختلف‌اش داده‌ است

از منطق علمی علت و معلول که از منطق داستان تبعیت می‌کند که در آن درک امور،یعنی فهمیدن این‌که چیزی چطور به چیز دیگر می‌انجامد یا چیزی چطور ممکن است رخ داده باشد.»(2831:21)

همو در اهمیت داستان می‌نویسد:«چنان‌که نظریه‌پردازان‌ نیز بر آن تأکید کرده‌اند،نقش آموزش چیزهایی درباره‌ی جهان را نیز برعهده دارد،نشانمان می‌دهد که کار این جهان چگونه است‌ و با استفاده از ترفندهای گوناگون در متمرکز کردن،ما را توانا می‌کند تا از منظرهای دیگر به قضایا بنگریم و انگیزه‌های دیگران‌ را که عموما برایمان ناروشن است،درک کنیم.»(2831:321)

پس آنچه می‌توان از جان کلام داستان و جایگاهش در رشد هنر دینی برشمرد،همانا تعهدی است که کلا ادبیات به پیرامون‌ خود و به دیگر هنرها برای خود گلچین کرده است و سهم زیادی‌ از این تعهد را به«داستان»در انواع مختلف‌اش داده است.به‌ درستی که آگاه‌سازی از طریق تعقل،روایت،شخصیت و روایت از تعهدات اصلی ادبیات داستانی در این مقوله است که در پاره‌ای‌ مواقع به صراحت می‌توان در آموزش تعلیمات مختلف مذهبی‌ استفاده برد؛اما آن‌چه را می‌توان در داستان‌نویسی،به منزله‌ی‌ شالوده‌ی اصلی و اصول آن مورد کنکاش قرار داد و کم‌وبیش‌ از آن برای داستان‌نویسی دینی بهره برد و ملاک نقد و بررسی‌ نیز قرار داد،در دو بخش اصول اولیه و تکنیک پرداخت می‌شود.

الف.تازگی درون‌مایه

اگرچه اهتزاز روح و الهام مفهوم‌هایی عام و کلی‌ هستند؛اما گوناگونی دست‌آوردهای اهتزاز و الهام

(درون‌مایه)،جایگاه‌های گوناگون‌ دریافت‌کنندگان و درجه‌های شهود آنان را نشان می‌دهد؛پس هر شهود،تجربه‌ای تازه و درون‌مایه‌ای بکر می‌آفریند.

ب.خیال‌انگیزی

حرکت نفس در محسوسات،تخیل و در معقولات،تفکر است.پس تفکر هم‌زاد تخیل است؛زیرا سخنور پس از ورود الهام، اهتزاز روح و کوشایی قوه‌ی تخیل، الهام(اندیشه آغازین)را گسترش‌ می‌دهد و درون‌مایه را می‌پروراند.

ت.زبان

گزینش بجا و سنجیده‌ی‌ واژگان زبان معیار، درست‌نویسی و به‌ کارگیری آن‌ها بر (به تصویر صفحه مراجعه شود) پایه‌ی قاعده‌های دستوری برای ایجاد نشانه‌های تصویری و سرانجام، آفرینش‌های لفظی و معنوی با سامان‌دهی آن در سبکی یگانه،نشانگر نقش بنیادین زبان در احترام ویژه به آفرینش داستان‌های دینی است.

ج.لحن و بیان مناسب

لحن یک اثر داستانی،تابع نوع و درون‌مایه‌ی آن(حماسی؛ غنایی؛انتقادی؛اجتماعی و...)است.لحن یک اثر داستانی با رویکرد دینی،باید با زمان و عصر آفریننده هماهنگ و هم‌خوان باشد.گاه‌ نویسنده شیوه‌های ویژه را برای بیان اندیشه‌های خویش به کار می‌گیرد و اندیشه را با انگیزه درمی‌آمیزد.در این میان آثار دینی‌ می‌تواند با شیوه‌های مختلف بازنمود اندیشه از چهار زمینه‌ی تشبیه، استعاره،مجاز و کنایه نیز در داستان به‌طور شایسته،استفاده کنند.

د.سبک

روش خاص ادراک و بیان افکار،به وسیله‌ی ترکیب واژه‌ها، تألیف عنصرهای گوناگون و تغییر آن‌هاست؛بنابراین در یک داستان‌ دینی نیز سبک،هم با چگونگی اندیشیدن و هم با تصویرهایی‌ که به وسیله‌ی مواد حسی(عنصرهای واژگانی و نحوی زبان،و معنی‌شناسی و موسیقی)آفریده می‌شود،رابطه‌ی مستقیم دارد.

طرح مناسب

نقشه‌ی ساخت هر نوشته و هر موضوع به طرح و قالبی‌ مناسب نیاز دارد که داستان‌های دینی نیز از این قاعده مستثنا نیست. در داستان متعهد،آموزش و پرورش افراد هر جامعه بر پایه‌ی‌ اصول و مبانی نظری و عملی یک مکتب استوار است؛انسان در مکتب‌های گوناگون تعریف‌ها،وظیفه‌های فردی و جمعی گوناگون دارد؛برای مثال انسان در اسلام، «بود»الهی،«نمود»مادی و استعداد خداگونگی دارد؛دنیا جولانگاه زندگی گذرای او و آخرت،سرای زندگی پایدار اوست.آرمان‌ دنیای او،جانشینی خدا،بندگی خدا، دادگری،آباد کردن زمین و توشه برگرفتن‌ برای آخرت خویش است؛آرمان اخروی او نیز دست‌یابی به مقام قرب الهی است؛پس،راه آخرت‌ از دنیا می‌گذرد و باید گفت،این دقت آفرینندگان‌ آثار داستانی دینی در این مجال دوباره مورد تأکید قرار می‌گیرد.در آثار چنین نویسندگانی، تناسب با شرع و عرف جامعه در آن کاملا باید مشهود باشد؛البته این به آن معنی‌ نیست،که داستان و هنر دینی،تنها به دین‌داران منسوب است؛بلکه‌

دین‌داران را به دین باید شناخت؛نه دین را به آنان و هنر دین‌داران‌ را با معیارهای«هنر دینی باید سنجید؛نه برعکس. قالب‌های نثر(به تصویر صفحه مراجعه شود)روایی درحیطه‌ی ادبیات‌ دینی،علاوه بر داستان کوتاه،می‌تواند اسطوره،افسانه،قصه و حکایت نیز باشد.

اسطوره را می‌توان عصاره‌ی‌ باورها و آرمان‌های‌ جمعی دانست که در یک چیز یا یک فرد فشرده شده‌ است.اسطوره بر پایه‌ی درون‌مایه، به دو گونه حماسی(ملی، دینی،تاریخی)و غنایی دسته‌بندی‌ کرده‌اند؛البته اسطوره در صدر اسلام،چون در برابر قرآن مجید قرار می‌گیرد،سخن پریشان،بیهوده و باطل خوانده می‌شود.

افسانه نیز به‌معنای سرگذشت پیشینیان،سخن نادرست و روایتی بی‌حاصل و ناراست است که برای قصدی اخلاقی یا سرگرم کردن‌ ساخته‌شده است و در اصطلاح،روایتی از ماجراهای غیر واقعی و باور نکردنی است که آدمیان،جانوران و دیگر پدیده‌ها یا موجودهای‌ تخیلی می‌آفرینند.افسانه،گاه نشان‌دهنده‌ی آرزوهای انسان و گاه‌ پاسخ‌گوی کنجکاوی‌های اوست و نکته‌ای قابل‌توجه در آن هست‌ که می‌تواند مورد استفاده‌ی نویسنده‌ی آثار ادبی دینی قرار گیرد. تخیل در آن هست که باتوجه به نوع درون‌مایه در موضوعات‌ تعلیمی،به‌ویژه اخلاقی،فلسفی و آیینی،می‌تواند با لحن جدّی، توفیقی برای حرکت نویسنده به سوی مضامین خود باشد.با این‌ ضعف که جنبه‌های حقیقت مانندی و باورپذیری آن‌ها کم نیست.

«قصه»،در اصل واژه‌ای عربی و لفظی عام و به‌معنای خبر، حدیث،روایت و سرگذشت است؛اما در اصطلاح،روایتی‌ از سلسله رویدادهای آنی و ماجراهای شگفت‌انگیز،خرق‌ عادت،اغراق‌آمیز و باورناپذیر قهرمان و ضد قهرمان‌ واقعی یا غیر واقعی پیرامون ستیز دیرین و پایدار خوبی‌ با بدی و پیروزی پایدار خوبی بر بعدی است.درون‌مایه‌های‌ قصه،دیرینه و برخاسته از ارزش‌های قومی،ملی،دینی‌ سرزمین راوی است و عمده هدف قصه‌پردازان از قهرمان‌سازی، رواج ارزش‌های ملی و دینی جامعه‌ی خویش بوده است.

تخیل در قصه‌های دینی،می‌تواند بسیار نیرومند و کارکردهای آن‌ نیز فراوان و گسترده باشد.منطق حاکم بر درون‌مایه‌ی قصه،برگرفته‌ از ارزش‌های قومی،ملی دینی(به‌ویژه قضا و قدر)است که می‌تواند دست‌مایه‌ی نویسندگان دینی با رویکرد جدید قرار گیرد؛اما متأسفانه‌ باورپذیری آن در میان مخاطب بزرگ سال کم است و سمت و سوی‌ آن را نوعی خرافه‌پردازی می‌پندارند؛البته باورپذیری که نشئت گرفته‌ از واقعیت‌گرایی و ما حصل تعلیق در تکنیک داستان‌پردازی است.

«حکایت»نیز واژه‌ای عربی،به‌معنای بازگفتن چیزی،سرگذشت‌ و...حکایت در اصطلاح،روایتی کوتاه از یک رویداد و ماجرایی ساه، واقعی یا غیر واقعی،پیرامون شخصیتی عادی یا نمادین در زمینه و فضایی مبهم است که نویسنده،آن را ایجاز کامل برای ابراز نازک‌اندیشانه و نکته‌سنجانه‌ی‌ معیارهای ارزشی‌ خود به کار می‌گیرد تا خواننده را به سوی‌ نتیجه‌ی دلخواه رهنمون‌ کند.حکایت به علت‌ ساخت کوتاه و داستان گونه‌ برای پیام‌رسانی مضامین دینی بسیار مناسب است؛ به همین دلیل در ادبیات تعلیمی جایگاهی ویژه و کاربردی گسترده داشته است.برخی قالب‌های امروز(داستانک، تک‌گویی‌ها طرح‌های نمایش و...)با حکایت همانندی فراوان دارد.

شخصیت در حکایت،موجودی پیش‌ساخته و تکوین‌ یافته،ایستا و در اختیار نویسنده است؛نویسنده آن را بدون‌ زمینه‌سازی وارد حکایت می‌کند و بدون تغییر و تحول از حکایت بیرون می‌برد که این مسئله از بار داستانی اثر می‌کاهد و باز هم در مضامین دینی طرح جدیدی را می‌طلبد.تخیل در حکایت بسیار محدود است و ریشه‌های اندیشه در آن آشکار است.هدف و پیام‌رسانی در حکایت بیشتر به‌طور مستقیم‌ از زبان راوی یا یکی از شخصیت‌ها با ایجاز انجام می‌شود.

داستان کوتاه دینی:می‌توان گفت ساختار فشرده،درهم‌ تنیده و برانگیزاننده‌ی داستان کوتاه،هم متناسب با فرصت محدود انسان عصر حاضر است و هم کاربرد گسترده و فراوان این قالب را برای پرداختن به موضوع‌های دینی،زندگی فردی و جمعی انسان و به‌خصوص باورپذیری از دیگر قالب‌ها مهم‌تر و بارزتر کرده است.

نویسنده‌ی داستان کوتاه دینی با گزینش صحنه‌های ویژه‌ از مضامین موردنظر خود در محیطهای گوناگون،موردهایی‌ ویژه(ارزش‌ها،ضد ارزش‌ها،رسایی‌ها،نارسایی‌ها،نیازها و...) را باریک‌بینانه و هنرمندانه برجسته می‌کند و اثری آنی بر دل و جان مخاطب می‌گذارد و او را با خود هم‌دل می‌کند و در راستای‌ اهمیت آن به عناصر اصلی آن جهت تأثیرگذاری بیشتر مضامین‌ دینی اشاره‌ای می‌کند.شخصیت در داستان کوتاه دینی،اگر پرداخت‌ مناسب شده باشد،می‌تواند حاصل آن فردی تکوین یافته،پویا، جامع(چند بعدی)بی وابستگی به زمان و مکان خاص،بی‌نام و نشان،عام و کلی است و با ویژگی‌هایش یا به وسیله‌ی نویسنده‌ هنر دین‌داران را با معیار هنری‌ دینی باید سنجید؛ نه برعکس و این‌ تصویر که فقط کسانی که به‌ صورت آشکار و بدون ژرف ساخت‌ در آثارشان به‌ مسائل مذهبی و دینی می‌پردازند، آن‌ها را در جایگاه‌ هنرمندان دینی‌ نمی‌گنجاند؛در صورتی که این‌ قضیه،پرتگاه‌ هولناکی است‌ که می‌تواند سبب جلوگیری از بالندگی و رشد و رویش هنر شود

داستان کوتاه،به‌ علت آن‌که یک‌ جدال بزرگ و فراگیر دارد و چند جدال کوچک در درون آن است(و همان‌ها حادثه‌ می‌آفرینند)، جذابیت فراوان‌ دارد و البته در کنار آن گره‌افکنی، تعلیق،بحران، اوج،گره‌گشایی‌ نیز بر این جذابیت‌ می‌افزاید

شناسانده می‌شود.داستان کوتاه،به علت آن‌که یک جدال بزرگ و فراگیر دارد و چند جدال کوچک در درون آن است(و همان‌ها حادثه‌ می‌آفرینند)،جذابیت فراوان دارد و البته در کنار آن گره‌افکنی، تعلیق،بحران،اوج،گره‌گشایی نیز بر این جذابیت می‌افزاید.

توصیه‌هایی برای پرداخت موفق در داستان کوتاه با مضامین دینی

لازم است یادآوری شود،پرداخت عنصرهای طرح،با توصیف‌ مستقیم راوی و کارکردهای سنجیده‌ی درونی و بیرونی آن‌ها بر پایه‌ی اندیشه‌ی نویسنده در شبکه‌ی استدلالی طرح(پی‌رنگ) انجام می‌شود که رعایت موارد ذیل به نویسنده کمک شایانی می‌کند.

فاصله هنرمندانه(زیبایی‌شناختی):

نویسنده در برخورد با این‌گونه‌ مضامین بهتر است،نخست‌ نمای کلی داستان را از فاصله‌ی دور با توصیف‌ نشان دهد.پس از آن‌ صحنه یا صحنه‌های‌ موردنظر خود را از نمای نزدیک با نگرشی همه‌جانبه‌ توصیف کند. زاویه‌ی روایت، اگرچه نمی‌تواند محدود باشد؛ توجه به نوع روایت‌ دانای کل،می‌تواند به باورپذیری مخاطب و هم‌چنین به هنرورزی نویسنده در پرداخت و شخصیت‌پردازی،کمک شایانی کند.

تخیل:تخیل در داستان کوتاه سازمان‌دهی هنرمندانه‌ای‌ را می‌طلبد؛چون بر واقعیت باید استوار باشد،لازم است‌ دقیق و حسابگرانه و گاه همراه با پژوهش و بررسی اولیه برای‌ آن اقدام کرد.توجه به ژرف‌ساخت اثر در این مرحله بسیار مهم است؛به‌ویژه اگر حماسه‌ی دینی با جنبه‌های مختلف‌ زندگی پیامبران،امامان(ع)،مجاهدان و...موردنظر باشد.

ساخت متن:ساخت متن از مرحله‌ی الهام‌گیری آغاز می‌شود. نویسنده نخست دریافت‌های خود را با نثر روان باید بنویسد،پس‌ از آن با گسترش اندیشه آغازین،درون‌مایه را در ژرف ساخت اثر در جمله‌هایی روان سامان دهد؛سپس با آفرینش زنجیره‌ای از جمله‌ها،بر پایه‌ی معیارهای ارتباط کلامی و زیباشناختی،همه‌ی‌ عنصرهای داستان را بر پایه‌ی اصول و مناسبت‌های آن‌ها در (به تصویر صفحه مراجعه شود) شبکه‌ی استدلالی طرح(پی‌رنگ)آگاهانه و با مهارت،سازمان‌دهی‌ و هماهنگ کند.و خط منطقی داستان را بیافریند.سرانجام‌ آن را با ساختی زیبا،گیرا و اثرگذار روایت کند و مخاطبان را به‌ سوی هدف خود یا عامل‌های هدف‌ساز«دینی»رهنمون شود.

در پایان،دوباره یادآوری می‌شود،هنر دین‌داران را با معیارهای‌ هنر دینی باید سنجید؛نه برعکس و این تصویر که فقط کسانی‌ که به صورت آشکار و بدون ژرف ساخت در آثارشان به مسائل‌ مذهبی و دینی می‌پردازند،آن‌ها را در جایگاه هنرمندان دینی‌ نمی‌گنجاند؛در صورتی که این قضیه،پرتگاه هولناکی است که‌ می‌تواند سبب جلوگیری از بالندگی و رشد و رویش هنر شود.

پی‌نوشت

--------------

(1). Jean-Louis Michon

(2). religion

(3). relgare

منابع

1.جاناتان‌ کالر،نظریه‌ی‌ ادبی(2831)، ترجمه‌ی فرزانه‌ طاهری.نشر مرکز.

2.مهدی فیروزان، راز و رمزهای هنر دینی(مجموعه مقالات) (0831)،انتشارات سروش، تهران.

سایر منابع مطالعه شده

1.ادبیات پسا مدرن،ترجمه‌ی پیام یزدانجو(9731)، نشر مرکز،تهران.

2.داد،سیما،فرهنگ اصلاحات ادبی(5731)، انتشارات مروارید.

3.ایزد پناه،عباس،در قلمرو فلسفه‌ی ادبیات و ادبیات‌ دینی(6731)،مؤسسه چاپ و نشر عروج.

4.بایسته‌ها و دشواری‌های داستان‌نگاری مذهبی‌ (کتاب ماه کودک و نوجوان)سید علی محمد رفیعی. اسنفد 4831.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

5.بایسته‌های خلق اثر مذهبی(کتاب ماه کودک و نوجوان).سید علی.شهریور و مهر 5831.وزارت فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی.

منبع:  فرهنگ و هنر » رشد آموزش هنر » زمستان 1389 - شماره 24

 

ثبت شده توسط : احمد مهدیه

نظر شما



نمایش غیر عمومی

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.